انجمن گفتگوی گلستانه
گلستان ۲۴

اگر اين نخستين بازديد شماست نام نويسي کنيد ، چرا نام نويسي ؟

  • استفاده از فايل هاي پيوست به صورت نامحدود
  • بحث و گفتگو در رابطه با موضوعات انجمن
  • دسترسي به بخش هاي ويژه مخصوص کاربران سايت
  • شرکت در مسابقات با جوایز ویژه
  • ورود به حساب کاربري


    موارد ديگر را ببين


    بازيابي اطلاعات کاربري شما از طريق دکمه هاي زير قابل انجام خواهد بود

    نام نويسي فراموشي گذرواژه فراموشي گذرنامه

    نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

    1. #1
      342 امتیاز ، سطح 2
      96% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 8
      دستاورد ها:
      موضوع 1

      تاریخ عضویت
      -دی-۱۳۹۵
      شماره عضويت
      24697
      نوشته ها
      17
      اعتبار
      10
      امتیاز
      342
      سطح
      2
      تشکر
      0
      تشکر شده
      2 تشکر شده در یک پست
      مدت زمان فعالیت
      1 ساعت 18 دقیقه 24 ثانیه

      درباب حکمت زندگی

      کتاب درباب حکمت زندگی نوشته آرتور شوپنهاور است. آرتور شوپنهاور، فیلسوف بزرگ آلمانی، این کتاب را در دوران کهن سالی و در اواخر عمر نوشته است که شامل شش فصل می باشد. او در این کتاب درباره ی زندگی و مسائل عمیق مربوط به آن از جمله قناعت، جایگاه و ارزش ما در نظر دیگران (آبرو) و دارایی ما سخن می گوید و سخن زرینش را با استفاده از جواهر سخنان بزرگان از جمله سعدی، قیمتی تر می کند. نسخه فارسی این کتاب که توسط آقای محمد مبشری ترجمه شده است.

      كتاب در باب حكمت پیرامون زندگی در قالب فلسفه سعادت است. شوپنهاور در این دفتر كوشیده است تا از فلسفه ای سخن براند كه محرك حركت زندگی به سوی سعادت است. شوپنهاور گفتار را با آن چه هستیم، آن چه داریم و آن چه می نماییم آغاز می كند و بر پایه این سه اصل مباحث خود را پیش می برد و وارد نكات مهم می شود.

      فلسفۀ آرتور شوپنهاور را همواره به منزله فلسفه ممتاز هنر، حتی فلسفه مرجحِ هنرمندان تلقی کرده اند؛ نه به این علّت که بخش بزرگی از فلسفه او به هنر اختصاص دارد… یا ساختار این فلسفه در کمال روشنی، شفافیت و انسجام و لحن آن نیرومند، آراسته، دقیق و … واجد انضباطی شاداب است … همۀ اینها «نمود» یا ظاهر امر است، یعنی بیان ضروری و فطریِ ماهیت و عمقِ این نحوۀ اندیشیدن … بیان طبع پویا و هنرمندانه ای که جز در این قالب ممکن نیست متجلّی گردد.

      لئو تالستوی در سال 1869 در نامه ای به آفاناسی فل می نویسد: «آیا می دانید که تابستان امسال تا چه اندازه برایم پرارزش بود؟ این ایام را با شیفتگی به شوپنهاور و لذت های روحی فراوانی گذراندم، که پیش از آن هرگز نمی شناختم… ممکن است روزی نظرم در این باره تغییر کند، اما به هر حال اکنون یقین دارم که شوپنهاور نابغه ترین انسان هاست. وقتی آثارش را می خوانم نمی فهمم که چرا تا به حال ناشناس مانده است. شاید توضیح این امر همان باشد که او خود بارها تکرار کرده است، به این معنا که اکثریت آدمیزادگان را ابلهان تشکیل می دهند.»

      جملاتی از کتاب:

      «غالب مردم بالاترین ارزش را برای نظر دیگران قائل اند و دغدغه آنها بیشتر نظردیگران است تا آنچه در فکر خودشان میگذرد. »

      «هر چه انسان از لحاظ درونی غنی تر باشد ، دیگران را تهی می یابد و بسیاری از چیزهایی که افراد عادی را ارضا می کند برای او سطحی و پوچ است.»

      «آدمی هر چه در درون خود بیش تر مایه داشته باشد ، از بیرون کم تر طلب می کند و دیگران هم کم تر می توانند چیزی به او عرضه کنند. از این رو ، بالا بودن شعور به دوری از اجتماع منجر می گردد.»

      «انسان های وحشی یکدیگر را می خورند و انسان های متمدن ، یکدیگر را فریب میدهند.»



    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  

    انجمن گفتگوی گلستانه در تلاش است بهترین ها را برای شما به ارمغان بیاورد

    طراحی و انتشار قالب توسط : ویکی وی بی | تبدیل سیستم: M!lad