اصحاب عشق
گلستان 24
تابلو اعلانات


مبانی هنرهای تجسمی
زمان کنونی: ۱-۸-۱۳۹۳، ۰۴:۵۹ صبح
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: کـــــژال
آخرین ارسال: کـــــژال
پاسخ: 8
بازدید: 2020

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مبانی هنرهای تجسمی
نویسنده پیام
Graphic
کاربر حرفه ای
ارسال‌ها: 1,212
تاریخ عضویت: ۷-۵-۱۳۹۱
اعتبار: 518
سپاس ها: 17244
سپاس شده 18098 بار در 1399 ارسال

وفاداری
ارسال: #1
Rainbow مبانی هنرهای تجسمی
مبانی سواد بصری و ترکیب بندی، سطح و حجم

[تصویر:  1278847061_principles-of-visual-literacy...ume-03.jpg]

آشنایی ابتدایی با سطح و حجم، در هنر های تجسمی

 سطح (شکل):
سومین عنصر بصری است که دارای طول و عرض است. اشکال مختلف هندسی سطح هستند. فضایی دو بعدی که از حرکت خط بر صفحه پدید می آید.

[تصویر:  1278836409_22.jpg]


درمیان شکل های هندسی (مسطح) سه شکل مثلث، مربع و دایره شکل های هندسی اصلی هستند. سایر شکل های هندسی به نحوی مشتق از همان سه شکل یا ترکیبی از آن ها می باشند. هرکدام از این سطوح که در وضعیت و شرایط مختلفی قرار می گیرند، بیان تصویری تازه ای را به خود می گیرند.


[تصویر:  1278836548_23.jpg]

به هرکدام از این اشکال حالات و خصوصیاتی نسبت داده شده است که یا به علت شکل ذاتی آن ها بوده و یا به علت واکنش دستگاه روانی انسان ها و یا به دلیل تعابیر خاص فرهنگی و ...

مثلث: مثلثی که قاعده اش پایینباشد، دارای استحکام و شکلی پایدار است. و برعکس، هرگاه بر یکی از رئوس خود بایستد، حالت ناپایدار و تزلزل به خود می گیرد. مثلث، فعالیت، جدال و انقباض را تداعی می کند.

مربع: به این دلیل که از جهت یک ضلع روی زمین قرار می گیرد مستحکم و ایستاست، به مربع حالت بی حرکتی، صداقت و صراحت نسبت داده شده است.

دایره: القای بی انتهایی، گرما و محفوظ بودن را دارد. و در کل به خاطر شکل دورانی اش، نوعی تحرک را القا می کند.

حجم:

حجم یک عنصر تصویری است که دارای سه بعد طول، عرض و عمق می باشد. حجم، سطحی است که در فضا حرکت نموده و از جهت سطح خود در عمق
گسترش یافته است.

[تصویر:  1278837033_24.jpg]


یک حجم ممکن است دارای نظم هندسی باشد یا از فرم نامنظم تشکیل شده باشد. حجم ها از توسعه و بسط سطوح اصلی مثلت، مربع و دایره تشکیل شده اند مانند مکعب، مخروط و کره. و حجم های نامنظم که از سطوح نامشخص بوجود آمده اند مثل صخره و قطعه سنگ و...
شکل وابسته به سطح است و فرم وابسته به حجم است.
حجم تو پُر دارای واقعیت بیرونی است و حجم توخالی دارای واقعیت درونی و بیرونی است.



امضای کـــــژال
*احسان خواجه امیری*
هر چی آرزوی خوبه مال تو
[تصویر:  13615356701.png]
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۶-۱۳۹۲ ۱۰:۰۰ عصر، توسط کـــــژال.)
۱۳-۶-۱۳۹۲ ۰۹:۵۷ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ایلگار ، TaHa ، Mahdiss ، ☁ яα!ηy G!яL☂ ، SaViTa ، aminollah ، فـــــرهاد ، یلدا ، یاسمین
Graphic
کاربر حرفه ای
ارسال‌ها: 1,212
تاریخ عضویت: ۷-۵-۱۳۹۱
اعتبار: 518
سپاس ها: 17244
سپاس شده 18098 بار در 1399 ارسال

وفاداری
ارسال: #2
Star RE: مبانی هنرهای تجسمی
هنر تجسمی و هنر تجسمی محض بخش دوم

[تصویر:  1285417548_14.jpg]

آشنایی با هنر تجسمی و هنر تجسمی محض

بررسی دقیق هنر و پیدایش آن به ما نشان می دهد که بیان هنری آنطور که از بیرون به آن نگریسته می شود پدیده ای بیشتر با هدف تشدید و نه تنبیه اشیاء، زیبائی جهانی؛ اما اگر از درون به آن نگاه کنیم نشان دهنده یک روند رشد است.

[تصویر:  1285412785_3.jpg]

 نتیجه تمدید یا گسترش تکرار ادامه دار طبیعت است و این کاری نیستکه بشر قادر به انجام آن باشد؛ از این روی هنر نمی تواند چنین هدفی داشته باشد. بسیاری از این تکرارها که با عنوان " هنر " ارائه می شوند برانگیزاننده هیچ حسی نخواهند بود.

[تصویر:  1285411965_1.jpg]

تشدید باعث خلاقیت در سطوحی جدید میگردد، اما تمدید همیشه در یک درجه باقی می ماند. تشدید و تمدید بصورت قطری مقابل یکدیگر قرار دارند و می توان گفت با یکدیگر زاویه ای قائمه می سازند مانند طول و عمق. این حقیقت به وضوح تضاد فیزیکی هنر تصویری و هنر غیر تصویری را نشان می دهد.
اما اگر هدف هنر در طول تاریخ بیان حقیقت اشیاءبوده باشد، بیانی که بتدریج رشد و تکامل یافته نمی توان حقیقت وجود تضاد را در درون هنر و بین شیوه های مختلف آن پذیرفت. این امر در مورد هنر تصویری و هنر غیر تصویری نیز صادق است. از آنجا که هنر دارای ذاتی جهانی است نمی تواند برای پایه ذهنیات بنا نهاده شود؛ اما خصوصیات بشر به وی این اجازه را می دهد که نگرشی کاملاً عینی داشته باشد؛ اما این بدان معنا نیست که بیان تجسمی هنر بر پایه مفاهیم ذهنی قرار داشته باشد.

[تصویر:  1285411921_2.jpg]

ذهنیت ما تنهادرک می کند، اما در نهایت عامل آفریننده اثر هنری نیست.دو گرایش فوق در آثار هنری بطور همزمان وجود دارند، اما با مشاهده یک اثر می توان گرایش غالب را تشخیص داد.
بدلیل پیچیدگی فرم ها و شیوه بیان مبهم روابط دو گرایشفوق به گونه ای نه چندان واضح در یک اثر با یکدیگر مخلوط می گردند. اما این اختلاط مانع از تشخیص دو گرایش موجود یعنی هنر تصویری و هنر غیر تصویری نمی شود. هنر غیر تصویری بیانگر موضوعاتی خاص بوده، درحالی که هنر تصویری اغلب فرم های موجود را تا حد قابل ملاحظه ای خنثی می کند.
اینحقیقت که هنر غیر تصویری واقعی نادر است چیزی از ارزش آن نمی کاهد. تکامل همیشه مدیون پیشگامان و نوع آوران می باشد، ولی پیروان آنها اندک هستند. از آنجا که توجه زیادی به مفهوم "جمع" داده می شود لازم است به این نکته اشاره کنیم که تکامل لزوماً خواست جمع (اکثریت ) نیست.

[تصویر:  1285413767_4.jpg]

جمع معمولاً درپشت سر مانده ولی ازپیش گامان می خواهد که به خلاقیت بپردازند. پیش گامان نیز به ارتباط با جمع نیازمندند؛ اما این نیاز بدلیل آن نیست که جمع کار آنها را تائید کند بلکه برعکس می توان گفت که پیش گامان به مخالفت جمع که بطور غیر مستقیم بیان می شود به عنوان انگیزه ای برای پیشرفت نیازمندند. آنچه آنها را به جلو می راند جمع نیست بلکه حس درونی آنهاست. آنها بطور خودآگاه یا ناخودآگاه به کشف واقعیات آشکار و نهان می پردازند و از این راه به پیشرفت بشریت کمک می کنند. آنها می دانند که هدف هنر ارائه چیزی نیست که برای همگان قابل فهم باشد؛ در حقیقت انجام چنین کاری اصولاً غیر ممکن است. درهنر جستجو برای دست یابی به محتوایی که برای همه قابل درک باشد محکوم به شکست خواهد بود. محتوا همواره پدیده ای فردی است. تعقیب چنین هدفی در مذهب نیز بیهوده خواهد بود.

[تصویر:  1285415052_05.jpg]

هنر متعلق به همگان اما درعین حال متعلق به هیچکس نیست. هنر چیزی نیست که بتوان در آن شتاب کرد. پیچیدگی هنر در این حقیقت نهفته است که تکامل در آن بطور همزمان با سرعتهای مختلف صورت می پذیرد. حال با خود گذشته و آینده را حمل می کند. اما ما نیازی به پیشگوئی آینده نداریم و این همان چیزی است که هنر غیر تصویری را در مرتبه بالاتری قرار می دهد.

[تصویر:  1285415100_06.jpg]

 همیشه بحث بر سر این بوده است کههنری واقعی برای خلق زیبائی جهانی بدست آید و این است که راه ما را در حال و آینده نشان می دهد. تنها چیزی که ما بدان نیاز داریم ادامه دادن و توسعه آن چیزی است که از قبل وجودداشته است. مسئله مهم آن است که " قوانین ثابت " هنرهای تجسمی شناخته شوند. قوانینی که خود را در هنر غیر تصویری به خوبی عیان می سازند.
امروز همه از تعصبات گذشته، حقایقی که زمانی پذیرفته می شوند وبعد به دور انداخته می گردند خسته شده اند.
هرروز مفهوم نسبی بودن همه چیز بیشتر و بیشتر آشکار و مورد پذیرش قرار می گیرد و به قوانین ثابت بصورت حقیقت محض و تغییر ناپذیر نگریسته نمی شود. گرچه این امر کاملاً قابل درک است اما دید عمیقی به ما نمی دهد. برخی قوانین " وضع " شده و برخی دیگر " کشف " می شوند، همچنین قوانینی وجود دارند که در همه دوران ها صدق می کنند. این نوع قوانین در واقعیتی که ما رادربرگرفته است پنهان اند تغییر نمی کنند.

[تصویر:  1285415245_04.jpg]

هنر و علم به ما می گویندکه واقعیات در ابتدا غیر قابل درک بنظر می رسند اما کم کم براثر روابط متقابل ماهیت خود را آشکار می سازند. علم و هنر محض می توانند راهنمای ما در این شناخت باشند. محققی معروف اخیراً گفته است که علم محض می تواند نتایج عملی برای بشریت دربر داشته باشد. بطور مشابهی می توان گفت که هنر محض نیز اگرچه انتزاعی به نظر برسد می تواند کاربردی مستقیم در زندگی انسانها داشته باشد.

[تصویر:  1285416333_09.jpg]

هنر همچنین به ما نشان می دهد که حقایق ثابتی درمورد فرمها وجود دارد. هر فرم و یا هر خط طرز بیان خاص خود را داراست. این طرز بیان ممکن است تحت تاٌثیر ذهنیت ما تغییر یابد. گرچه این حقایق ساده به نظر می رسد، در بسیاری موارد در هنر نادیده گرفته می شوند. بسیاری تلاش می کنند از راه های مختلف به یک نتیجه برسند. تحقق این امر در هنر تجسمی غیر ممکن است. در هنر تجسمی باید ابزار ساختاری بیان مشخص گردد.

[تصویر:  1285416834_12.jpg]

هنر بهما می گوید قوانین ثابتی وجود دارند و همچنین ما را به استفاده از عناصر سازنده و درک روابط ذاتی بین آنها رهنمون می شود. این قوانین را می توان قوانین فردی از قانون پایه ای برابری که باعث خلق تعادل دینامیکی و افشای محتوای حقیقی واقعیات می گردند دانست.
ما در دورانی مشکل اما جالبزندگی می کنیم. پس از پشت سرگذاشتن فرهنگ مادی اکنون زمان تغییر فرا رسیده است، تغییری که در تمام ابعاد فعالیتهای انسانی خود را نشان می دهد. همان طور که به عنوان مثال در پزشکی عده ای قوانین طبیعی مرتبط با زندگی فیزیکی را کشف کرده اند در هنر نیز عده ای به قوانین هنری تجسمی دست یافته اند. اما هنوز این قوانین واضح نیستند. از طریق علم ما بیشترو بیشتر آگاه می شویم که وضعیت جسمانی ما تا حدود زیادی به آنچه می خوریم، و فعالیت بدنی مان بستگی دارد.

[تصویر:  1285416590_11.jpg]
امضای کـــــژال
*احسان خواجه امیری*
هر چی آرزوی خوبه مال تو
[تصویر:  13615356701.png]
۱۳-۶-۱۳۹۲ ۱۰:۲۸ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط TaHa ، Mahdiss ، ایلگار ، ☁ яα!ηy G!яL☂ ، SaViTa ، aminollah ، فـــــرهاد ، یلدا ، یاسمین
Graphic
کاربر حرفه ای
ارسال‌ها: 1,212
تاریخ عضویت: ۷-۵-۱۳۹۱
اعتبار: 518
سپاس ها: 17244
سپاس شده 18098 بار در 1399 ارسال

وفاداری
ارسال: #3
Star RE: مبانی هنرهای تجسمی
مبانی سواد بصری و ترکیب بندی، بافت و فضا
[دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.]
[تصویر:  1278848426_principles-of-visual-literacy...ace-04.jpg]

آشنایی ابتدایی با بافت و فضا، در هنر های تجسمی


 بافت:
بافت یکی دیگر از عناصر هنرهای تجسمی استکه معمولا آن را تنها با حس لامسه در ارتباط می دانند، در حالیکه اهمیت آن، بیشتر در ارتباط با نیروی خاص و استعداد اکتسابی قوه ی بینایی است که در اثر تجربه به دست می آید.

[تصویر:  1278837336_25.jpg]


اگراین عنصر از طریق هر دو حس یعنی لامسه و بینایی تواما تجربه و شناخته شود، ابعاد وسیع تری از مفاهیم را قابل درک می کند.مواد صاف و نرم، زبر و خشن، براق و کدر، مانند چوب، شیشه، پنبه، سنگ، کاغذ و...

[تصویر:  1278837452_26.jpg]


چیزیکه ما از دوران کودکی بوسیله ی حس لامسه درک می کنیم برای ما ایجاد سابقه ی ذهنی در مورد بافت های گوناگون می کند، به طوری که با نگاه به بافت فورا زبری و نرمی آن را حس می کنیم! عنصری که به کار گیری آن در یک ترکیب بندی می تواند تاثیرات بی نظیری بر دید مخاطب داشته باشد.




فضا:
فضامشخص کننده ی موقعیت و وضعیت هر پدیده عینی با سایر پدیده هاست، فضا، وجود هر موجود عینی را در ارتباط با سایر موجودات معین می کند و فضای داخلی، خارجی و میانی را قابل درک می سازد.

[تصویر:  1278847571_00.jpg]

فضا مفاهیم متعدد دارد: فضای توخالی، فضای آزاد، فضای سبز، فضای زنده یا مرده، و...
فضابه خودی خود قابل درک نیست، با قرار گرفتن حجم سه بعدی در فضا، موقعیت آن حجم در فضا معلوم می شود و "فضا" موجودیت خود را اعلام می کند.

[تصویر:  1278841351_visual-space.jpg]
امضای کـــــژال
*احسان خواجه امیری*
هر چی آرزوی خوبه مال تو
[تصویر:  13615356701.png]
۱۵-۶-۱۳۹۲ ۰۴:۵۹ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Mahdiss ، ایلگار ، TaHa ، ☁ яα!ηy G!яL☂ ، aminollah ، فـــــرهاد ، یلدا ، یاسمین
Graphic
کاربر حرفه ای
ارسال‌ها: 1,212
تاریخ عضویت: ۷-۵-۱۳۹۱
اعتبار: 518
سپاس ها: 17244
سپاس شده 18098 بار در 1399 ارسال

وفاداری
ارسال: #4
Star RE: مبانی هنرهای تجسمی
گرافيك محيطی چيست؟

[تصویر:  1287918423_000.jpg]

آشنایی با گرافيك محيطی

امروزه گرافیك بعنوان یكی از مهمترین عوامل تبلیغ، پیام رسانی و نشر دانش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می باشد و در جوامع پیشرفته از مهمترین اركان تشكیل دهنده یك زندگی اجتماعی است. طراحی گرافیك در اعلان های تبلیغاتی و تجاری تلویزیون، سینما، بسته بندی كالاها، علائم راهنمایی و رانندگی، ویترین مغازه ها، تزیین خیابانی و مکان عمومی نظیر هتل ها، فرودگاهها و مترو ها، رستوران ها و پارك ها، فروشگاه ها و اماكن مختلف ورزشی هنری و فرهنگی، نوشته ها و تبلیغات بدنه ساختمان ها و وسایل نقلیه مثل اتوبوس ها، ترن ها و هواپیماها بیل بردها و گرافیك در ابعاد بزرگ و نقاشی دیواری، پیكتو گرام ها و علائم نمادین، نقش عمده ای دارد.

[تصویر:  1287833963_04.jpg]
[تصویر:  1287833989_05.jpg]
[تصویر:  1287834255_07.jpg]
[تصویر:  1287834284_08.jpg]
[تصویر:  1287834584_09.jpg]
[تصویر:  1287834732_10.jpg]

گرافیك محیطی به عنوان یكی از شاخه های گرافیك در رسیدن به اهداف بالا نقش بسزائی دارد، و بخش عمده ای از فعالیت های تبلیغاتی و تجاری را در بر می گیرد. محیط اطراف ما خانه ای كه در آن زندگی می كنیم خیابانی كه درآن تردد می كنیم فضای سبزی كه درآن قدم می زنیم، پاركی كه برای تفریح به آنجا می رویم، همه نیاز به برقراری روابط منطقی فرمی و روابط سازمان بندی دقیق بر مبنای اصول و مبانی بیان بصری دارند.

[تصویر:  1287834951_11.jpg]

انسان به واسطه گرافیك محیطی با محیط پیرامون خود سخن می گوید، و با دیگران ارتباط برقرار می كند. گرافیك محیطی در ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین برای افراد جامعه نقش موثردارد.
محیط مناسب یعنی فضایی كه بشر در آن بتواند فارغ از فشارهای ناخواسته روانی رشد كرده و شكوفا شود و این از خواسته های عقلانی و منطقی هر جامعه است. گرافیك محیط زیبایی بصری و نظم و هماهنگی مطلوب فضا است.
مقصود از تمام طرح های گرافیكی برای محیط داخلی و خارجی - ایجاد فضایی برای زندگی پر نشاط و سالم و قانع كننده است گرافیك محیطی را می توان به دو گونه گرافیك محیطی دو بعدی یامسطح و سه بعدی یا حجمی تقسیم كرد.

[تصویر:  1287833627_06.jpg]

مشخص كردن یك مكان از مكانی دیگر، زیبا سازی، نظم و انسجام بخشیدن به فضای شهری و گسترش حیطه فعالیت هنر گرافیك، از اهداف گرافیك محیطی به شمار می رود.

گرافیك محیطی می تواند جنببه های مختلفی داشته باشد:
جنبه اطلاع رسانی و یاحالت تاكید و یا هشدار نسبت به موضوعی داشته باشد.

[تصویر:  1287835266_12.jpg]

جنبه فرهنگی داشته باشد، مانند تبلیغات شهری در مورد تئاتر وسینما و غیره.

[تصویر:  1287917646_15.jpg]

جنبه آموزشی داشته باشد.
جنبه تبلیغاتی داشته باشد.

[تصویر:  1287833716_001.jpg]
[تصویر:  1287833742_02.jpg]

[تصویر:  1287830762_03.jpg]

جنبه اجتماعی داشته باشد، مانند تبلیغات بر علیه مصرف سیگار در سطح شهر
جنبه زیبایی و هنری و صرفا زیبا سازی محیط را داشته باشد.تعادل تناسب تاكید تداوم وحدت و تنوع اصول یك سازمان بندی درست هستند. رنگ، نور، شكل، خط، نقطه، سطح، بافت و فضا به كمك آنها می آیند تا اثری مطلوب و زیبا پدید آید.



امضای کـــــژال
*احسان خواجه امیری*
هر چی آرزوی خوبه مال تو
[تصویر:  13615356701.png]
۱۹-۶-۱۳۹۲ ۰۹:۵۴ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ایلگار ، TaHa ، ☁ яα!ηy G!яL☂ ، aminollah ، فـــــرهاد ، یلدا ، یاسمین
Graphic
کاربر حرفه ای
ارسال‌ها: 1,212
تاریخ عضویت: ۷-۵-۱۳۹۱
اعتبار: 518
سپاس ها: 17244
سپاس شده 18098 بار در 1399 ارسال

وفاداری
ارسال: #5
Star RE: مبانی هنرهای تجسمی
هنر تجسمی و هنر تجسمی محض بخش اول
[دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.]

[تصویر:  1285157558_01.jpg]


آشنایی با هنر تجسمی و هنر تجسمی محض

  در تاریخ فرهنگ و هنر، اثبات شده که این زیبائی جهانی از شخصیت یا فرم به وجود نیامده، بلکه از رسم پویای روابط ذاتی یا متقابل فرم ها ایجاد شده است.
پیت مندریان ( ۱۸۷۲-۱۹۴۴ ) از پایه گذاران اصلی حرکت de Stijl در هلند بود، اما بعد نقش مبلغ اصلی را به Van Doesvurg واگذار نمود. او پس از جنگ به پاریس بازگشت و در سال ۱۹۲۰ اولین مقاله خود با نام Le Neo-Plasticisme را منتشر ساخت، او در نوشته های بعدیش از جمله همین مقاله مسائل مطرح شده در مقاله منتشر شده در سال ۱۹۳۷ را پی گیری می كند. او تا سال ۱۹۳۸ در پاریس بود، بعد از آن دو سال در لندن زندگی کرد، پس ازآغاز جنگ به نیویورک رفت و تا زمان مرگش در سال ۱۹۴۴ در آنجا زیست. سالهای جنگ جزو سالهای فعالیت وی بشمار می روند، او تنها در سال ۱۹۴۲ سه مقاله منتشر ساخت.

[تصویر:  1287313881_1.jpg]



مقاله حاضر اثری درخشان است که مانند نقاشی های او حاوی هیچ نوع سازشی نبوده و درحقیقت نهایت گراست. او تعاریف جدیدی برای " عینی" و " ذهنی" ارائه می دهد و همچنین در مورد مفهوم " واقعیت " نیز به بحث می پردازد.
این مقاله اولین بار توسط نوم گابو،جی.ال. مارتین و بن نیکلسون ویرایش ودر انتشارات Circle در لندن در سال ۱۹۱۳ انتشار یافت. نوشته حاضر برگرفته از مقاله فوق چاپ شده در سری مقالات " مدارک هنر مدرن" ویرایش شده توسط رابرت مادرورب توسط انتشارات ویترن برن در نیویورک در سال ۱۹۴۵ است.

[تصویر:  1287313966_2.jpg]

بااینکه اصولاً هنر همه جا هست و همیشه یکسان است، با این وجود دو گروه اصلی از گرایش های انسانیکه کاملاً با یکدیگر مخالفند، در تفاسیر گسترده هنر دیده می شوند. قصد یکی در آفرینش مستقیم زیبائی جهانی و قصد دیگری در تفسیر هنر شناختی از خود است.

[تصویر:  1287314007_4.jpg]


به عبارت دیگر تفاوت در نوع فکر و تفاسیر است. هدف گروه اول ارائه واقعییت بصورت عینی و هدف گروه دوم ارائه آن بصورت ذهنی است. بنابراین در تمام آثار هنر تصویری آرزوی معرفی عینی هنر را فقط از طریق فرم و رنگ در چارچوب روابط متقابل آنها و تلاش همزمان برای اثبات اینکه این فرمها، رنگها و روابط برخاسته از درون ما هستند می بینیم که در مورد دوم ناگزیر به بیانی فردی منتهی می گردد که ارائه ای خالص از زیبائی را در خفا قرار خواهد داد.

[تصویر:  1287314232_3.jpg]


با این وجود، اگر اثری احساس برانگیز باشد وجود هر دو عنصر مخالف (جهانی و فردی ) لازم و ضروری است. هنر باید راه حل درست را بیابد، برخلاف طبیعت دوگانه استعداد خلاق، هنر تصویری از طریق ارتباط بین عقاید هنر عینی و باطنی، هماهنگی بین این دو را نشان می دهد. با این وجود، برای تماشاگری که خواستار ارائه درست زیبائی است تفاسیر فردی برتری بیشتری دارند. برای هنرمند که به دنبال تعبیری واحد است و می خواهد از طریق ایجاد تعادل بین دو گروه مخالف به آن دست یابد، کشمکشی دائمی وجود دارد.

[تصویر:  1287314454_6.jpg]


در تاریخ فرهنگ و هنر، اثبات شده که این زیبائی جهانی از شخصیت یا فرم به وجود نیامده، بلکه از رسم پویای روابط ذاتی یا متقابل فرم ها ایجاد شده است.هنر به ما می گوید که تنها هدف از وجود فرمها خلق روابط است؛ این که فرمها روابط را خلق می کنند و روابط فرم ها را می آفرینند و از این نظر هیچ کدام از آن ها بردیگری برتری ندارد. تنها مسئله در هنر دستیابی به تعادلی بین هنر عینی و ذهنی است.

[تصویر:  1287314860_5.jpg]


 اما اهمیت موضوع در این است که این مسئله باید در حیطه هنر تجسمی، نه فقط در حیطه تفکر، حل شود. کارهنر باید " سازنده " باشد و تا حد ممکن رابطه ای عینی بین فرم ها و واقعیت ایجاد نماید. چنین کاری نمی تواند تهی باشد، چون تضاد عناصر سازنده آن و نحوه اجرای آن احساسات را بر می انگیزد.

[تصویر:  1287315006_7.jpg]


اگر عده ای ویژگی های ذاتی هنر را فراموش کرده اند، دیگران این حقیقت را که بیان فردی-که بر پایه احساسات ما قرار دارد- از طریق ارئه تصویری نمی تواند به بیانی جهانی تبدیل شود، خواه کلاسیک، مذهبی و یا سورئالیست نادیده گرفته اند. هنر به ما می گوید که این بیان جهانی تنها از طریق برقراری تعادلی حقیقی بین بیان فردی و جهانی میسر خواهد بود.

[تصویر:  1287315177_9.jpg]


هنر رفته رفته معانی تجسمی خود را روشن می کند و روابط بین آنها را نشان می دهد. با این وجود، در زندگی ما، دو گرایش وجود دارد: یکی به تصویر می پردازد و دیگری آن را حذف می کند در حالیکه اولی فرم های مخصوص و با پیچیدگی های بیشتر و کمتر را به کار می برند و دومی از فرم های ساده و خنثی یا نهایتاً خط های آزاد و رنگهای خالص استفاده می کند. بدیهی است که دومی (هنر غیر تصویری) می تواند راحت تر خود را از مفاهیم ذهنی آزاد نماید. در مقایسه بافرمهای خنثی با سهولت بیشتری می توان از فرمها و رنگهای خاصی (هنر تصویری) استفاده نمود.

[تصویر:  1287315488_8.jpg]


لازم به توضیح است که تعاریف "تصویری" و " غیر تصویری" تقریبی و نسبی هستند. چرا که هر فرمی، حتی یک خط نشان دهنده یک تصویر است؛ هیچ فرمی صد درصد خنثی نیست. واضح است که همه چیز باید نسبی باشد، اما از آنجا که ما برای بیان خود به کلمات نیاز داریم باید به استفاده از این واژه ها ادامه دهیم.

[تصویر:  1287315654_10.jpg]


به فرمهایی خنثی گفته می شود که نه دارای پیچیدگی و نه ویژگی های کلی فرمهای طبیعی یا انتزاعی ( آبستره) باشند. ممکن است ما فرمهایی را که هیچ نوع ایده یا حسی را در فرد بوجود نیاورند خنثی بنامیم. فرمهای هندسی که دارای پیچیدگی هستند نیز می توانند خنثی باشند و حتی ممکن است برپایه خلوص طرح کلی آنها به دیگر فرمهای خنثی ترجیح داده شوند.

[تصویر:  1287315721_11.jpg]


اگر مفهوم هنر غیر تصویری را نتیجه تاٌثیرمتقابل دوگانگی های انسانی بدانیم، می توان این هنر را نتیجه تاٌثیر متقابل عناصر سازنده و روابط ذاتی آنها دانست. این پروسه که شامل پالایش متقابل عناصر است؛ عناصر سازنده پالایش یافته روابط خالص را بوجود می آورد، و این روابط به نوبه خود به آن عناصر نیازمندند. هنر تصویری امروز حاصل هنر تصویری دیروز است و هنر غیر تصویری نتیجه هنر تصویری امروز است؛ و این به معنای یگانگی هنر است. اگر هنر غیر تصویری زائیده هنر تصویری باشد، واضح است که دو عامل دوگانگی انسان ها فقط تغییر نیافته اند، بلکه در یک تعادل متقابل در حیطه یگانگی به یکدیگر رسیده اند.

[تصویر:  1287315788_13.jpg]


صحبت از تکامل در هنر تجسمی کاملاً به جا است. تکامل جزء جدایی ناپذیر هنر است؛ و حقیقت تنها راه پیشرفت آن. تکامل هنرهای تجسمی نشان دهنده نسبی بودن دوگانگی است که خود را در هنر نمایان می سازد. علم وهنر با کشفیاتشان این حقیقت را به ما گوش زد می کند که زمان چیزی نیست مگر مسیر تشدید هر پدیده، تکامل فردیت بسوی جهان شمولی، ذهنی به سوی عینی، تکاملی به سوی ذات و حقیقت اشیاء و ما.


امضای کـــــژال
*احسان خواجه امیری*
هر چی آرزوی خوبه مال تو
[تصویر:  13615356701.png]
۱۹-۶-۱۳۹۲ ۱۰:۰۵ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ایلگار ، TaHa ، ☁ яα!ηy G!яL☂ ، aminollah ، فـــــرهاد ، یلدا ، یاسمین
Graphic
کاربر حرفه ای
ارسال‌ها: 1,212
تاریخ عضویت: ۷-۵-۱۳۹۱
اعتبار: 518
سپاس ها: 17244
سپاس شده 18098 بار در 1399 ارسال

وفاداری
ارسال: #6
Star RE: مبانی هنرهای تجسمی
مبانی سواد بصری و ترکیب بندی، حرکت و خطای دید
[دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.]

[تصویر:  1278849793_principles-of-visual-literacy...ror-05.jpg]


آشنایی ابتدایی با حرکت و خطای دید، در هنر های تجسمی

حرکت:
هر ماده ای در ذات خویش در حرکت و تکاپوست و هرموجودی در طبیعت، از تحرک درونی برخوردار است.حرکت در یک تصویر، ممکن است با نقطه و یا خط ایجاد گردد و به شکل های مختلفی مطرح شود. شکل حرکت ممکن است به صورت مارپیچ، مدور، زیکزاک و راست باشد.


[تصویر:  1278827338_02.jpg]


جهت حرکت نیز ممکن است بالا، چپ، راست و... باشد. هر عنصر تصویری یا هر شکلی، ممکن است انرژی حرکت را کم و بیش داشته باشد.
مثلا در شکل مثلث انرژی حرکت به جانب گوشه ها و زوایای آن در جریان است، در لوزی به جانب قطرهای کوچک وبزرگ .
هرسطحی با توجه به برتری یک جهت آن، انرژی حرکتی را به جانب همان جهت نشان می دهد و تحت تاثیر کشش های وارده از جهت های مختلف، به سمتی که طول بیشتری دارد حرکت می کن
د.


[تصویر:  1278842012_rhythm02.jpg]


مفهومحرکت را به صورت های دیگری می توان ادراک نمود، از جمله در اثر تکرار یک عنصر بصری، که این کار بوسیله تکرار عناصر زیادی امکان پذیر است.
مثلا حرکت یک دایره در صفحه بوسیله تکرار مداوم که باعث بوجود آمدن نوعی ریتم نیز می گردد.



[تصویر:  1278841842_rhythm.jpg]


عنصر بصری حرکت، مانند بعد سوم و بافت بصری بیشتر به صورت کاذب در سطح دو بعدی طراحی یا بوسیله دوربین ثبت می گردد.
درنقاشی جزییات بسیار ریز روی یک سطح، این توهم را بوجود می آورد که صفحه ی کاغذ دارای آن بافت است و با استفاده از فن سایه روشن و پرسپکتیو توهم برجسته بودن تصویر بوجود می آید. اما ایجاد توهم حرکت در یک شکل ثابت و بی حرکت به مراتب دشوار تر است. بعد از اختراع فن فیلمبرداری ایجاد توهم حرکت با تصاویر به اوج خود رسید.




[تصویر:  1278842096_rhythm01.jpg]


بهتراست بدانیم که حرکت تصاویر در فیلم نیز واقعی نیست و نوعی خطای باصره است به آن اصطلاحا تدوام در رویت می گویند. یک رشته تصاویر ثابت (۲۴ فریم در ثانیه) با چنان سرعتی عوض می شوند که قبل از آنکه تاثیر تصویر قبلی از سلسله اعصاب بینایی محو شود تصویر دیگر ظاهر می شود. در نتیجه تصاویر در هم آمیخته به نظر می رسد.


(Persistence of vision) یا خطای رویت

گاهی در یک کمپوزیسیون یا ترکیب بندی ممکن است به علت ریتم (تکرار یک عنصر) یا آهنگ موجود در آن، حالت حرکت را القا کند.


[تصویر:  1278842850_30.jpg]


تکراریک عنصر در نقاشی یا عکس حالت حرکت را در دید انسان القاء می کند این حس را می توان با کشیدگی تصویر یا استفاده از سرعت شاتر پایین برای ثبت حرکت در عکاسی نیز القا کرد.


[تصویر:  1278842656_low-shutter-speed.jpg]


توجه داشته باشیم که تمامی عناصر یاد شده در یک ترکیب بندی موفق حتما در جای خود در جهت ایجاد یک حس بصری به کار می روند تا تاثیر گذار باشند.
در قسمت بعد ترکیب این عناصر در کادر را بررسی می کنیم.


امضای کـــــژال
*احسان خواجه امیری*
هر چی آرزوی خوبه مال تو
[تصویر:  13615356701.png]
۱۹-۶-۱۳۹۲ ۱۰:۴۸ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ایلگار ، TaHa ، ☁ яα!ηy G!яL☂ ، aminollah ، فـــــرهاد ، یلدا ، یاسمین
Graphic
کاربر حرفه ای
ارسال‌ها: 1,212
تاریخ عضویت: ۷-۵-۱۳۹۱
اعتبار: 518
سپاس ها: 17244
سپاس شده 18098 بار در 1399 ارسال

وفاداری
ارسال: #7
Star RE: مبانی هنرهای تجسمی
مبانی سواد بصری، ریتم یا ضرب آهنگ
[دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.]

[تصویر:  1282040439_10.jpg]

آشنایی ابتدایی با ریتم یا ضرب آهنگ، در هنر های تجسمی

 واژه ای است كه معمولاً در موسيقی به كار می رود اما در هنرهاي تجسمی نيز مرسوم است. در هنر تجسمی ريتم معنايی تصويری دارد و عبارت است از تكرار، تغيير و حركت عناصر بصری در فضای تجسمی، به عبارت ديگر تكرار منظم و متوالی يك عنصر تصويری ضرب - آهنگ بصری را به وجود می آورد.

[تصویر:  1281956528_08.jpg]
[تصویر:  1282387322_12.jpg]


ریتم به تکرار منظم یا هماهنگ خطوط، اشکال، فرم ها یا رنگ ها گفته می شود، و شامل نظریه بنیادی تکرار است که به عنوان تدبیری برای سازماندهی فرم ها و فضاها در معماری محسوب می شود. تقریبا تمامی انواع بناها از اجزائی تشکیل شده اند که بالطبع تکرار می گردند. تیرها و ستون ها تکرار می شوند تا دهنه های تکراری سازه و مدول های فضا را تشکیل دهند. درها و پنجره ها به طور مکرر سطح بنا را سوراخ می کنند تا ورودی نور، هوا، مناظر و مردم را به ان میسر سازند. تکرار فضا ها اغلب برای تامین نیاز های عملکردی مکرر یا مشابه در برنامه ی بنا حاصل می شود.

[تصویر:  1282037698_05.jpg]

ساده ترین شكل تكرار نوع خطی آن است كه از اجزای زیادی تشكیل می شود در هر حال برای این كه اجزا به طریقه ی تكرار دسته بندی شوند لازم نیست كاملا مشابه باشند آن ها ممكن است دارای یك خصیصه مشترك یا یك مخرج مشترك باشند ودر عین حال كه تك به تك منحصر به فرد هستند متعلق به یك خانواده باشند
خصوصیات فیزیكی كه بر اساس آنها فرم و فضا های معماری می توانند به طریقه تكرار سازماندهی شوند :
اندازه شكل خصو صیات جزییات در هنر تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد و عبارت است از تكرار تغییر و حركت عناصر بصری در فضای تجسمی به عبارت دیگر تكرار منظم ومتوالی یك عنصر تصویری ضرب اهنگ بصری را بوجود می اورد.
به طور كلی ریتم چهار دسته ضرب آهنگ بصری را می توان نام برد:


1)تكرار یكنواخت: در این نوع ضرب اهنگ یك تصویر به طور یكنواخت و به صورت متوالی تكرار می شود
این ریتم باعث نوعی حركت و عكس العمل خود به خودی شده وتوجه مخاطب را به دنبال خود هدایت می كند اما به واسطه عدم تنوع تاثیری منفی نیزدر پی دارد و پس از مدتی ملال اور و كسالت بار خواهد شد.


[تصویر:  1281955245_06.jpg]


[تصویر:  1282387852_02.jpg]

2) تكرار متناوب: در این ضرب اهنگ یك عنصر بصری تكرار می شود اما تكرار ان با تغییرات متنابی متنوع خواهد شد به طوری كه در هر مخاطب همواره نوعی انتظار برای تكرار دارد.

[تصویر:  1281873423_01.jpg]
[تصویر:  1282388632_14.jpg]


3) تكرار تكاملی: در این نوع ضرب آهنگ یك تصویر ویا یك عنصر بصری از یك مرتبه و حالت خاص شروع می شود و به تدریج با تغییراتی به وضعیت و یا حالتی تازه تر می رسد. به طوری كه نوعی رشد وتكامل را در طول مسیر تغییرات خود دنبال می كند.مانند ماه


[تصویر:  1281953321_04.jpg]
[تصویر:  1281955282_03.jpg]



4)تكرار موجی: در این نوع ضرب اهنگ كه عمدتا با استفاده از حركت منحنی سطوح و خطوط به وجود می اید و از نوعی تناوب هم بر خوردار است نمونه كاملی از ضرب اهنگ تجسمی است. مانند شن های صحرا



[تصویر:  1282386955_11.jpg]

ریتم وسکون
تعریف ریتم : به عنوان یک قاعده کلی، بر اساس تکرار عناصر درفضا و زمان شکل می گیرد.

در معماری : ساده ترین نوع آن تکرار منظم عناصر معماری در امتداد یک خط مستقیم است.
سکون و توقف با مفهوم مکث در معماری جنبه ای کاربردی دارد. پاگرد پله ها، میادین و گره های شهری از نمودهای کاربردی آن است. گاهی با ایجاد یک عامل یا عنصر در فضای معماری و جلب توجه بیننده، عامل مکث و سکون را می توان به خوبی پدید آورد.

[تصویر:  1282038185_09.jpg]

ریتم در طراحی
با بریدن چند قطعه مقوای متفاوت از لحاظ رنگ و اندازه مستطیل و مربع و مثلث،و تركیب آنها در داخل كادر انواع ریتم ها را تجربه كنید.علاوه بر موارد فوق،تجمع و تراكم اجزا نیز می توانند عاملی برای به وجود آوردن ریتم باشند.درختی كه در طبیعت مشاهده می كنیم برگهای درهم و انبوهی دارد،لیكن نظم و ریتمی در تمام اجزا و در كل درخت حاكم است كه از لحاظ زیبایی شناسی،چشم را خسته نمی كند و تنوعات گوناگونی را از تمام ابعادی كه تا كنون بررسی كردیم در نظر می آورد.اگر همین دیدگاه و هدف را در حین چیدن اجزای طبیعت بیجان در كنار یكدیگر حفظ كنیم،می توانیم به تركیب بندی خوب با ریتمی مناسب دست یابیم.

[تصویر:  1281955727_07.jpg]
امضای کـــــژال
*احسان خواجه امیری*
هر چی آرزوی خوبه مال تو
[تصویر:  13615356701.png]
۲۲-۶-۱۳۹۲ ۰۶:۴۱ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ☁ яα!ηy G!яL☂ ، ایلگار ، aminollah ، فـــــرهاد ، یلدا ، یاسمین
Graphic
کاربر حرفه ای
ارسال‌ها: 1,212
تاریخ عضویت: ۷-۵-۱۳۹۱
اعتبار: 518
سپاس ها: 17244
سپاس شده 18098 بار در 1399 ارسال

وفاداری
ارسال: #8
Star RE: مبانی هنرهای تجسمی
مبانی سواد بصری و ترکیب بندی، نقطه و خط


[تصویر:  1278845599_principles-of-visual-literacy...ine-02.jpg]


آشنایی ابتدایی با نقطه و خط، در هنر های تجسمی

نقطه:
ساده ترین و تجزیه ناپذیر ترین عنصر در ارتباط بصری است.

[تصویر:  1278833107_12.jpg]



نقطهمبدا پیدایش فرم می باشد. وجود یک نقطه، مبین مکانی در فضاست. معمول ترین شکلی که می توان برای نقطه قائل شد گرد بودن است. نقطه ی چهارگوش یا مثلثی شکل به ندرت در طبیعت پیدا می شود (نقطه در معنای عام)
کوچک و بزرگبودن یک نقطه، بسته به اینکه در چه فضایی قرار گرفته ارزیابی می شود. نقطه ممکن است در سطح مطرح شود یا بصورت حجم و سه بعدی در فضا وجود داشته باشد. از نظر ریاضی، نقطه عنصری ست که هیچ گونه بعدی ندارد و فضایی را اشغال نمی کند و از محل تلاقی دو خط، نقطه تشکیل می شود.


[تصویر:  1278833520_dot-art.jpg]



نقطه همچنین کوچکترین نمود بصری یک عنصر تصویری ست (یک نقطه در الفبا، یک برگ در فضا، یک گوی در آسمان، یک لکه روی دیوار، یک گل سرخ در فاصله ی کافی، یک ردپا بر روی برف، یک چراغ روشن در شهر و...)
نقطه، هرکجا که باشدخواه به صورت طبیعی یا مصنوع دست انسان، چشم را شدیدا به خود جلب می کند. در نتیجه، نقطه به منزله ی یک عنصر تصویری قوی می تواند برای نشان دادن مفهوم "تأکید" مورد استفاده قرار گیرد.
با تکرار نقطه، در ترکیب هایمتنوع و متعدد، می توان مفهوم "ریتم" را شناخت. با تجمع و تفرق نقطه ها در یک ترکیب جدید، مفهوم "انبساط و انقباض" را می توان نمایش داد (سورا _ Seurat - نقاش امپرسیونیست فرانسوی، در نقاشی های خود با تکنیک پوینتلیست _Pointillist_ یا نقطه چینی، این پدیده، یعنی ادغام نقطه ها، دستگاه بینایی انسان را آزمود)


[تصویر:  1278833734_13.jpg]



نقطهی مدور، انرژی تصویری متراکمی را در درون خود زندانی کرده، برعکس نقطه ای به شکل مربع یا مثلث یا شکل های مشابه، انرژی تصویری را در جهت یا جهات اضلاع خود هدایت می کنند.

 
خط:
دومین عنصر بصری است که از نزدیک شدن تعداد نقاط پدید می آید به طوری که دیگر نقطه ها قابل تشخیص نباشند.

[تصویر:  1278833925_14.jpg]



میتوان گفت خط، نقطه ی در حال حرکت است، یعنی نقطه ایست که در اثر نیرویی که از یک جهت بر آن وارد آمده، حالت ایستایی خود را از دست داده و به صورت یک عنصر تصویری فعال در آمده، از نظر ریاضی، خط محل تلاقی دو صفحه یا از برخورد دو سطح برهم پدید می آید. خط فقط دارای واقعیت طولی می باشد و فاقد عمق
[b] و عرض است.


[/b]
[تصویر:  1278834134_15.jpg]



برخلاف نقطه که عنصری متمرکز و ثابت است، خط دارای انرژی فعال و متحرک است. خطوط در یک تصویر ممکن است به صورت شکسته، منحنی، صاف، دندانه دار، مواج، پهن و ضخیم و... باشند که هرکدام القاء تصویری خاص و معنا و مفهوم خود را دارند (که اشاره خواهد شد)
قوه ی بینایی انسان نسبت به تاثیر روانی خط و ارزش های هنری آن در یک قاب، حساسیت به خرج می دهد.

خطوط افقی: معرف تعادل، آرامش و سکون است، بیشتر القای حالت غیر فعال، بی حرکت و خوابیده را دارند.


[تصویر:  1278834404_16.jpg]



خطوط عمودی:
نشانگر ایستایی، نیرومندی و استحکام دارای تعادل و توازن
هستند.



[تصویر:  1278834750_17.jpg]



خطوط مورب:
 
بیشتر در یک قاب، القا ناپایداری را دارند، نامتعادل و متحرک هستند.


[تصویر:  1278835072_18.jpg]


خطوط منحنی:
 این خطوط بیشتر نرمش و ملایمت را در یک کادر القا می کنند. و دارای حرکتی روان و لغزنده هستند.


[تصویر:  1278835628_19.jpg]


خطوط شکسته و زاویه دار:
 این نوع خطوط در یک کادر معرف حالتی خشن، برنده و سخت هستند، عموما چشم را آزار می دهد و اعصاب را متشنج می کند.


[تصویر:  1278836070_21.jpg]
امضای کـــــژال
*احسان خواجه امیری*
هر چی آرزوی خوبه مال تو
[تصویر:  13615356701.png]
۲۲-۶-۱۳۹۲ ۰۷:۲۷ عصر
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط aminollah ، فـــــرهاد ، یلدا ، یاسمین
ارسال پاسخ 




کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان